خوب دیدم برای زدن چند تا لینک خوب و توضیح در موردشون بخش نظرات خوب نیست پس با اجازه ی بقیه توی این پست این کار رو می کنم:
اول از همه اگه مثل من به انیمه های ژاپنی علاقه مندین این فروم خیلی به کارتون خواهد اومد:
http://forums.animparadise.com/
اگه دنبال موسیقی فیلم ها و سریال ها و کارتون های مشهور و غیر مشهور دنیا، اونایی که حتی اسمشون رو بلد نیستین یا یادتون رفته و کلا خاطرات بچگی تون هستین ، یه راست برین این لینک. تا همین چندماه پیش بروبچ اونجا هر موسیقی فیلمی رو که می خواستین پیدا می کردن. (البته توی بعضی از آی اس پی ها پرشین تولز فیلتر شده که نیاز به فیلترشکن خواهین داشت)
http://forum.persiantools.com/t68113-page1.html
برای اینکه همیشه لیستی از فیلتر شکن های روز رو داشته باشین این وبلاگ مناسبه ولی دونکته:
هر از چندگاهی این وبلاگ فیلتر می شه ولی نویسنده اش یه رقم به عدد آدرس وبلاگ اضافه می کنه و وبلاگ جدیدی می سازه پس اگه فیلتر شد فقط به رقم آدرس یکی اضافه کنین. (hat2hat-12 و...)
دوم اینکه همونطور که خود نویسنده شرط کرده از فیلتر شکن ها برای مطالب غیر اخلاقی استفاده نکنین وگرنه اون دنیا مدیونین:
hat2hat-11.blogfa.com
یک دنیا بکگراند انیمه با کیفیت عالی، رزولوشن های مختلف و کاملا مجانی: (گهگاهی فیلتر می شه باز بازش می کنن... واقعا که! راستی این وبلاگ فقط در مورد انیمه کار می کنه در مورد موضوع های عمومی که کلی سایت هست و نیاز به معرفی نداره)
بازی های مجانی برای هر کنسولی که دوست داشته باشین با امولیتورش:
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد، هرچیزی که می خواین بپرسین و ملت میان جواب می دن:
http://www.wondir.com
زبان های زنده ی دنیا رو به هم ترجمه می کنه و خیلی سریعه. آزمایش پس داده است و دقتش قابل قبوله (من چینی به انگلیسی و ژاپنی به انگلیسی رو امتحان کردم قابل قبول بود)
http://dictionary.reference.com/translate/
یک دیکشنری عجیب و بامزه از تمام لغت های آمریکایی. ملت اومدن، حتی عجیب ترین و بی ربط ترین کلمه ی کوچه خیابونی رو که تازه اختراع شده، به دقت توضیح دادن و مثال اوردن! (از خنده روده بر می شین)
http://www.urbandictionary.com/
فایل های تورنت (torrent) مجانی (از شیر مرغ تا جون آدمیزاد)
با اینکه سلیقه ایه ولی مرجع من برای فیلم ها www.imdb.com و برای lyric موسیقی ها www.sing365.com هست. (احتمالا فیلتر شده، فیلترشکن فراموش نشه!) ملاکم سرعت بالا اومدن این دو سایت، گستردگی و مستند بودن مطالبشونه. اگه نیازی داشتین مطمئن باشین این سایت ها براتون کم نمی ذارن.
اگه موضوعی باشه که بتونم کمک بکنم، بگین تا معرفی بکنم.
میگن عشق درجه داره . مرحله داره . عشق زمینی . عشق فرازمینی ! راسته که میگن عشق دوست داشتن تا سرحد مرگه؟ بگین هر چی که میدونین . هرچی که نمیدونین . میخوام پر کنین قسمت نظراتو ... از عشق بگین و عاشقی... اگه خواستین از عشقای خودتون هم بگین ... ببینم چه میکنین..
کجایین شما ؟( یا بهتره من بگم کجام؟!) این وبلاگ چش شده؟ تو این مدت ( همون یه قرن!!) چند بار خواستم بیام تو وبلاگ ولی نمی شد یعنی وقتی آدرس وبلاگ رو تو ادرس بار می نوشتم و بعدشم اینتر فقط یه بنر تبالیغاتی میدیدم . الانم نظرا رو تو بخش مدیریت خوندم .
خسته نباشین واقعا تو این مدت یه نفر یه پست هم نذاشته دیگه شما آخرشین ... مهندسمونم که لو رفت ... راستش منم اصلا حدس نمیزدم که مهندس علی اسماعیلی باشه ... جالب بود ... دیگه اینکه اگه کسی که با اسم n.v نظر میده همون n.v باشه من یه معذرت خواهی بدهکارم ... دنبال یه موقعیت بودم که فکر کنم این بهترین باشه ... دلیلشو بعدن میگم ... موفق باشین
بازم این سوال همیشگی انشائ روز اول مدرسه ها!!!
خواستم یه خاطره بنویسم اما دوست دارم این پست برای نظرات شما خالی بمونه!!!![]()
یا حق ![]()
می بینین اقای لطفی غیر از ... شاعری هم بلده .امیدواریم که همیشه سر زنده باشید اقای لطفی...![]()
راستش امروز که اومدم وبلاگ ( البته به صورت اتفاقی) تازه یادم افتاد که آره منم یه زمانی تو برقاتیک پست می ذاشتم . آخرین پستم ۳ یا ۴ ماه پیش بود . دیدم بچه ها کلی پست گذاشتن کلی نظر دادن کلی کل کل کردن (واج آرایی رو حال کن!) ولی حس کردم وبلاگ مثل قدیما نیست ( حالا همچین میگه قدیما آدم فکر میکنه برقاتیک ماله زمان مشروطه است) شاید من اشتباه می کنم ولی حسم میگه که نیست . اون اولا یادم میاد که تازه برقاتیک افتاده بود سر زبونا با اون پستهای جنجالی ( پست انجمن علمی و ... رو که یادتون هست. یا اون پست کذایی شقایق خان!!) حالا هرچی بود چه درست چه غلط حد اقل من رو مجبور میکرد حتما روزی یه بار رو به وبلاگ سر بزنم . ولی نمیدونم چی شد که ....
خوب بگذریم ولی در کل من که با وبلاگ حال میکردم همینکه چندتا همرشته ای و دوست یه جا جمع شن و در مورد هرچی دوست دارن حرف بزنن خیلی خوبه( حالا معرفی کردن یا نکردن خودشون هم جالبه ... آخه اگه همه با هویت واقعی شون بیان و پست بذارن تو وبلاگ به نظر من اصلا جالب نیست ... یه جورایی فکر میکنم دست طرف بسته میشه نمیتونه حرفاشو بزنه ... اگه انتقادی داره نمیتونه راحت بگه ... البته این یه خطر بزرگ هم با خودش میاره و اون اینه که آدم بدون هیچ خطری میتونه آبروی هر کسی رو خواست به فنا بده ( نمونه اش همون شقایق !)
... از تابستون و تعطیلات چه خبر ؟؟ این ترم چند نفر مشروط شدن؟ فکر کنم ورودی های برق ۸۴ و همچنین دوستان رباتیکی رکورددار مشروط شدن در دانشگاه ( شایدم دانشگاهها!) باشن... تا جایی که من خبر دارم اوضاع خیلی قمر در عقربه! خدا بهمون رحم کنه ...
تا پست بعدی ![]()

پس از چندی نگذاشتن پست,دیروز پس از خوندن نظر مجید اقا مبنی بر معرفی کر دن نویسندگان مخ خاک گرفته مهندس یه گرد گیری شد و خواست یه پست بزاره![]()
البته من با این کار موافق نیستم چون این کار را مقید کردن نویسنده می دانم زیرا نویسندگان این وبلاگ بیشتر پسر هستند و معرفی کردن انها باعث میشود که نتونن درست حرفشون رو به زبون بیارن.
(حتما" شقایق
رو خاطرتون هست)اگه قرار باشه ما در وبلاگ هم مانند دانشگاه نتونیم حرفمون رو بزنیم پس بهتره در وبلاگ رو هم گل بگیریم البته باید بحث نظرات رو باید از پست ها جدا دونست چون هر کس یه نظر میده و میره اما معرفی نویسنده ممکنه منجر به کناره گیری اون از وبلاگ بشه چون هر حرف اون مورد تمسخر قرار میگیرد"شقایق"...
البته در راستای داشتن دل و قلوه و جیگر
در یک اقدام باحال حدس بزنید من کی هستم و نظرات را پر کنید از اسم...البته بسیاری از دوستان منو میشناسن ولی عیبی نداره بنویسین .اگه نمی دونید هم حدس بزنید چون برام جالبه بدونم اینهمه تو این وبلاگ نوشتم من رو با کی اشتباه میگیرید...
یا حق...![]()
هیچ کس اینجا نیست منم و بالشم و میز و اتاق
زیر تختی انگار ساک ها منتظرند
سفری در پیش است بار را باید بست چار روز دیگر ....
باز هم رنج سفر رستوران های قطار....
و ملامت همراه و ملامت همراه…
هفته ای تلخ گذشت هفته ی آخر ترم «امتحان می دادیم»
(با لهجه مظفر خان خوانده شود لطفا)
صبح یا بعد از ظهر همه جا ساکت و کور تو فقط فکر بکن
فنی ِمان ساکت هیچ کس آنجا نیست؟؟؟
می شوم داخل آن مردی از دور صدا زد: بیرون
من دگر نشنیدم من فقط می دیدم
دوستی سر به عقب می گرداند
دوستی سر به گریبان می برد
دوستی دست در آستین کتش می جنباند
آن طرف تر دوستان جمع در محفل گرمی بودند
«با تواَم ،هو.. بیرون»
و صدا شد نزدیک هم به من، هم فریاد
نفسم بر می گشت چشم ها را بستم
لحظه ای بعد، دگر شده بودم بیرون
شاید آن صحنه بد بد می آموخت به من
سینی پر شکلات می گذشت از جلو چشمانم
و من آنگاه به خود می گفتم چشم باشد درویش
ناگه آن گه بشنیدم «جرتی» برگه ای بود صدا زد «جرتی»
یک مراقب انگار مچ شاگرد اولی وا می کرد
و هلید او را زود از کنارم بیرون خنده آمد از من
و چه کیفی کردم....
آن مراقب نیشش تا بناگوشش رفت با خودش حالی کرد
و دیگر دوستانش در تکاپوی تقلب بودند که بیابندش زود
و پَسَش جرتی دیگر شاید.....
چندها روز گذشت حال، من در فنی «امتحان می دادیم»
ناگه آنگه جرتی برگه ام داد صدا و مراقب شکلاتم بگرفت
و هلیدم بیرون و مرا درد بگرفت فرا
سوخت آنجاهایم….
حالتون چه طوره دلم میخواست یه خورده ... بنویسم اما چون دلم بد گرفته بود
خواستم با چند تا دوبیتی سر و تهش رو هم بیارم البته از کابوی هم میخوام بزاره جوهر صفحه کلید ما خشک بشه![]()
درخت سبزه بودم در بیابان
چرا ابم ندادی اسیابان
من که اب خورده ام از اب باران
چرا منت کشم از اسیابان
....................................................
خوشا روزی که با هم مینشستیم
قلم در دست و کاغذ مینوشتیم
قلم در دست و کاغذ باد می برد
مگر حرف جدائی می نوشتیم
...................................................
دوست دارم نگین نیگا وبلاگ رو خراب کرده
دلم میخواد شما هم قسمت نظرات رو با شعراتون پر کنین...راستی ادامه سفر نامه هم یادتون نره...
![]()
![]()